تبليغاتX
دیگری
دیگری
نگارش در تاريخ چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط مستانه
دوستی می گفت: جمهوری اسلامی شده عین جاروبرقی. توانایی عظیمی در کشش آشغال پیدا کرده.

پ.ن) با نگاهی گذرا به حوزه فرهنگ، سیاست، اقتصاد و...می شه به عمق ابن جمله پی برد!!!

نگارش در تاريخ سه شنبه سوم آذر 1388 توسط مستانه

این نام کتابی است از هاله اسفندیاری که چندی را در زندان جمهوری اسلامی گذراند. کتاب روایت خاطرات هاله ی اسفندیاری است که در آمریکا به چاپ رسیده است. کتاب را نخوانده ام اما از طرح جلدش خیلی خوشم آمد.

نگارش در تاريخ دوشنبه دوم آذر 1388 توسط مستانه
سلام نازلی جونم

امروز دوم آذرماه و روز تولد توست. هرچند همیشه اینقدر عجله داری که زودتر به همه اعلام می کنی اما حتی اگر اعلام هم نمی کردی باز هم من یکی که یادم بود.

تولدت مبارک عزیزم

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط مستانه

همین دیروز...درست همین دیروز دلم می خواست می امدم درست یک قدمی ات می ایستادم و به چشمانت خیره می شدم تا شاید آرزوهای برباد رفته ی نسل جوان را در چشمم ببینی....همین دیروز...درست همین دیروز دلم می خواست باور کنی که رئیس "جمهور" نیستی، جمهوریتی که بر باتوم های لباس شخصی ها استوار شود و در خون گرم سهراب اعرابی قوام آید نمی تواند رئیسی داشته باشد که منادی صلح و همدلی گردد. همین دیروز...درست همین دیروز دلم می خواست اشک هایم را ببینی و باور کنی که آرزو داشتم در سیرزمینم پیر شوم و مجبور نباشم تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم و نقش جهان و ...را از روی عکس هایشان به کودکم بیاموزم.

همین دیروز....درست همین دیروز دلم می خواست حالا که برای آخرین بار می دیدمت، مرا هم ببینی.

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط مستانه

شامگاه اول آذر ۷۷ خبر آن قدر تکان دهنده بود که پذیرشش برای بسیاری سخت می آمد. در قلب تهران قتل فجیعی رخ داه بود که حکومت دست خود را درآن پاک می دید. اما این بار اینقدر نمک آش زیاد شده بود که... .

پس ازآن روز تلخ پاییزی پرستو فروهر هرساله به ایران می آید تا در خانه ی پدری اش یاد پدر و مادری را که با ضربات بی رحمانه چاقو تکه تکه شدند را سبز و مانا نگاه دارد اما در این ۵ سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد حتی امکان برگزاری مراسم در خانه اش را هم نداشته است .

امروز هم  اگر ابتدا تا انتهای خیابان هدایت را مامور اسلحه بدست نگاه دارند، باز هم ایرانیان در هرجای دنیا که باشند یاد وطن پرستی مردی را در دلهایشان زنده نگاه می دارند که نامش در تاریخ سیاسی ایران ماندگار خواهد ماند: داریوش فروهر

این هم متن خطبه های نماز جمعه سیدعلی خامنه ای رهبر ایران در تاریخ ۱۸/۸/۷۷ که قاتل فروهر را عوامل خارجی می داند!

پ.ن ) گزارش اجرای تاتر«یک پرونده، دو قتل»کاری از نیلوفر بیضایی در فرانکفورت را که به مساله قتل فروهرها می پردازد در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه سی ام آبان 1388 توسط مستانه

گاهی اوقات نمیشه از کنار برخی خبرها به سادگی گذشت . برخی گزارش ها و مصاحبه ها. شاید اون چیزی که بیشتر توجه منو جلب می کنه بی توجهی رسانه های داخل ایران به موفقیت هنرمندان ایرانی است. تقسیم بندی خودی- غیرخودی باعث شده هنرمندان هم دولتی و غیردولتی بشن. آرزو می کردم ای کاش یک صدم توجه بین المللی به سمفونی فردوسی در داخل ایران از سوی دست اندرکاران صورت می گرفت تا مشتاقان مجبور نباشن با کیفیت پایین و هزار بدبختی قطعات کوتاهی رو از اینترنت داونلود کنن.

 به مدد مخابرات فخیمه ی جمهوری اسلامی سایت خبری CNN فیلتر شده و من متن این مصاحبه رو برای اونهایی که می تونن استفاده کنن می ذارم اینجا:

New York (CNN) -- Diplomacy hasn't worked. Sanctions have achieved little. Relations between Iran and the United States are, at best, chilly. So why not try music?

On Saturday night, for the first time, Iranians were the headline performers at New York City's famed Carnegie Hall. A father and son from Iran led American musicians in a hybrid session of traditional Iranian and classical Western music.

Thirty-year-old Hafez Nazeri told CNN he was pleased to present "another dimension of Iran and Iranian culture to the Western people."

Nazeri, who now lives in the United States, said, "We hear mostly about the other side -- bloodshed, chaos -- and I wanted to be able to present the reality of our culture, which is about peace and love and unity."

Nearly 3,000 people, many of them Persians, flocked to Carnegie Hall for the concert. One patron said, "The message was completely obvious: Love all the way. Peace

The Nazeris said it was an honor to be onstage at the historic music center. The younger Nazeri said his music might be able to bridge cultural divides between Iran and the United States.

His father, Shahrem, still lives in Iran. Speaking in Farsi, the man known as the Iranian Pavarotti talked about the demonstrations that followed June's disputed Iranian presidential election.

The tenor said some of the people in the streets are "requesting something, and I think it's important to answer to their requests. The government should answer to their requests and they have to see what their people want."

The Nazeris are two of the few Iranian musicians allowed to freely travel and perform in Iran. Western-style popular music is banned in Iran.

With just a few musicians, they form a rare group, blending Persian traditional themes with Western classical style. It's very simple in presentation: a cello, percussion and an improvised setar -- a Persian instrument like a lute -- played by Hafez Nazeri.

The Nazeris' music is based on the 13th-century Persian poet and philosopher Rumi.

"The idea of the music is to bring unity and to be able to create a music that is not just for Iranians, it's for people from all over the world," the younger Nazeri said.

Rachel Cooper, director of cultural programs and performing arts at the Asia Society, said, "You're seeing the Iranian culture and the Western culture in something that's a kind of hybrid, that I think represents the times that we live in."

The Nazeris receive cultural support from the nonprofit New York-based Asia Society, Cooper told CNN.

"We've been going through this time period where we've been thinking about the Berlin Wall coming down, and throughout that period of the Cold War, cultural relations were always a really important component. So I think that cultural relations -- music in particular -- are a really important part of how we know each other as human beings," Cooper said.

The Nazeris have performed in cities across the United States in recent years.

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 توسط مستانه
پاسدار احمدی نژاد!

این بلندجا که چرخُ بالِ خدعه و دغا تو را بر آن نشانده است
تپه نیست؛
کوه سر بر آسمان کشیده ای ست
که در اوج دانش و توانشِ
                          حرفه ای
بوده هر که خویش را بدان رسانده است.
ای سپورِ بُقعه های کهنه ی امامزادگانِ معجزاتشان
                                                         تمام
چشم و گوشِ خلق را هماره راهبر به کوری و کری!
گَردگیرِ مخلصِ ضریحِ حضرتِ امامِ نفرت آوری و کینه گستری!
ناسپاس تر زمرگ در برابر حیات،
بی هراس تر زجهل در ستمگری!
آبیارِ بوته های حنظلِ دروغ:
آبشانِ ز چشمه های تشنگی فزای دشتی از سراب،
کودشان ز فضله های گندِ لاشخوارگانِ قهر و خودسری!
باری،
       ای مقنّی الخلاء بیتِ رهبری!
تو چه می کنی بر این چکاد؟

پاسدار احمدی نژاد!

دشمن یگانگی!
سرسپار و پاسدارِ مذهبِ دروغ و زور و بندگی و نابرابری!
ای عدوی خانگی!
راست است:
نیز
هم تومان برادری:
هم چنان که بوده رستمِ نیرده را
                        برادری به شومی ی شغاد..

پاسدار احمدی نژاد!

و به یاد دار
کان نبهره نابرادر، آن گرازِ بدنهاد،
جان به در نبرد
از کمان و تیرِ رستم، آن هژیرِ زال زاد.

های،
پاسدار احمدی نژاد!

باش تا که دادگاهِ مردمان تو را
بر به گورزارهای بی شمارِ کشتگانِ
                             هر چه آرمانِ مردمی ست
گوربان کناد،

های آهای، نابکار،
پاسدار احمدی نژاد!

پی نوشت)چندی پیش این شعر اسماعیل خویی را به طور کامل در سایت مجله ی آرش خواندم، امروز بعد از مدتی دوباره مرورش کردم. بیش از پیش به دلم نشست.

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 توسط مستانه

 بالاخره ۲۳ آبان یا همون ۱۴ نوامبر فرا رسید و انتظارها برای اجرای کنسرت " صلح" شهرام و حافظ ناظری به پایان رسید. صبح زود که طبق عادت هر روزه میل باکسم رو باز می کنم ایمیلمی دریافت کردم با این عنوان:" دلت بسوزه!!"تو دلم می گم خیلی نامردی! نوشته برای تماشای کنسرت به نیویورک رفته و به بزرگترین سالن اونجا که تا امروز هیچ ایرانی کنسرت نداشته...نوشته فوق العاده بوده...نوشته شب تا صبح از هیجان اجرای حماسی اشعار فردوسی خوابش نبرده...نوشته...نوشته...نوشته...نوشته ۱۱ ماه سال توی ایرانه و ۱ ماه میاد اونجا اون وقت هرکس که می فهمه می گه: کوفتتون بشه!! من هم واسش نوشتم: آخه ۱۱ ماه سال که اجرا نداره توی ایران...باید منتظر مجوز اجرا از وزارت فخیمه ی ارشاد باشه. حالا هم که کلی از نوازنده هاش آمریکایی هستن و واویلا!!! می خوای موقع اجرا برادران مخلص(!) خونشون به جوش بیاد و شعار مرگ بر آمریکا بدن؟؟ نوشته: ایشاالله زود زود میاد اروپا و همین اجرای زیبا برای ایرانی های اونجا هم....

دلم می گیره و واسش می نویسم: دلم می خواد یه بار دیگه توی حافظیه با همه ی وجود توی شعرهاش غرق بشم. دلم می خواد یه بار دیگه اجراش رو توی حافظه بشنوم نه توی HR Großer Saal

چند ساعت بعد واسم جواب فرستاده که: خاک بر سرت! لیاقت همون بلندگو های سوتی ایران رو داری که وسط اجرا جیغشون بلند می شه!!!

خنده ام می گیره و به معنی " لیاقت" فکر می کنم.

پی نوشت) گزارش بهزاد بلور رو حتما از بی بی سی فارسی دیدید.پس احتیاج نیست که بگم اجرای کنسرت توی سالن کارنگی هال نیویورک چه ارزشی داره!

پی نوشت) شهرام و حافظ ناظری هفته ی آینده به ایران بر می گردند تا پیگیر کنسرت هاشون در بعضی شهرهای ایران باشن.

 

نگارش در تاريخ شنبه بیست و سوم آبان 1388 توسط مستانه
پیرمرد مهربان قصه ی سگ کشی درگذشت. ناشری که نماد مشقت قشر فرهنگی جامعه ی زخم خورده ی ایران بود.

جمشید لایق را با عنوان"وزیر خزانه داری" در سریال سلطان و شبان شناختم و آخرین تصویری که از او در ذهنم مانده پدر گلرخ کمالی در سگ کشی است.

یادش گرامی

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مستانه
امروز ۲ روزه که رفتی...یه هفته مونده که برگردی...چقدر زمان کند می گذره.
درباره وبلاگ

چو از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را

×این تغییر قالب به مناسبت اول مهرماه است


آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ